«کولی» دختر هفدهسالهٔ اهل مناطق روستایی اورگن، پس از سوگ جانکاه و تلخ مادرش، در تلاش است تا دوباره معنای صمیمیت و پیوند عاطفی را در زندگیاش بازیابد. در این مسیر ناهموار، آشنایی غیرمنتظرهٔ او با «سونیا» جرقهای از احساسات نوظهور و ناشناخته را در دلش روشن میکند؛ اما سایهٔ سنگین خودتردیدی و ترسهای درونی کولی، سدی در برابر عمیق شدن این ارتباط عاطفی میسازد. از سوی دیگر، سونیا نیز که پیش از این هرگز تجربهٔ رابطه با همجنس خود را نداشته، در میانهای از سردرگمی و تردید دستوپا میزند. این دو در نهایت باید یاد بگیرند که چگونه سپرهای دفاعی خود را کنار بگذارند، بر ترسهایشان غلبه کنند و با آغوش باز به استقبال احساسات واقعی و عریان خود بروند…
درامعاشقانه