ایمان و خانواده اش از ایران خارج میشوند و در یک مرکز پناهندگان در شمال سوئد اسکان می یابند. ایمان به عنوان پدر مسئولیت خانواده را بر عهده می گیرد، اما به قولی که به همسرش داده عمل نمی کند و به باشگاه کشتی محلی می پیوندد. شایعاتی در مورد او پخش می شود و ترس و ناامیدی او شروع به افزایش می کند...
درام
ولی باحاله ، من اولین بار ۸ ، ۹ سالم بود دیدم اون موقع که باحال بود و راستیتش هی منتظر بود جکی چان بیاد هی نمیومد بعدم که اومد گفت میرم گفتم برنج خیس کردم اونم گف پول کم دادن و رفت 😂 تعریف از خود نباشه روانیم ولی این فیلمم خوبه نوستالژیه ببینین 🤝👍🏻
اون وقت ها اسم جکی چان ارزش داشته. ولی به تازگی خیلی از فیلمهای جکیچان خوب نیستند. با اینکه خودم طرفدارش بودم دارم این را میگم. یا شاید هم ما دیگه سنمون مناسبشون نیست. ولی بعضی از فیلم های قدیمیش واقعا خوب هستند تا چندبار میتوانیم ببینیم خسته نشویم.