نیویورک. کارگردان تئاتر، «کیدن کو تارد» (هافمن)، هم در کارش به بن بست رسیده و هم در زندگی خصوصی خود. تا این که همسرش، نقاشی به نام «آدل» (کینر) او را ترک می کند و با دخترشان به اروپا می رود. پس از چندی «کیدن» کوششی را آغاز می کند تا نمایش «عمری» خود را به اجرا دربیاورد...
درام
اولش اون زنه پاشو میزاره بقل یا روی ی رتیل، آخرش زن یارو رتیل بزرگ میشه و تموم میشه؟
چی شد دقیقا؟ من نفهمیدم